تبليغاتX


ققنوس سوخته ققنوس سوخته - جوجه ...

کسی که سوختن حیات اوست...

 

سلام زیبا ...

خدا خدا می کنم این روزها زودتر بگذرد. تاب دیدن این همه ظلم را در حکومت عدل علی !!!!!! ندارم! تاب دیدن این خونها، غارتها، شکستنها و بردنها و خوردنها را ندارم! کارم شده مشت مشت قرص خوردن تا نبینم این روزها را ... تا نفهمم این لحظه ها را ... تا نبینم این سیل خانمان سوز را ... شده ام مثل جوجه ای در باران مانده و خیس ... خیس خیس ... با جیرجیر خفه ای که از ته گلویش بیرون می آید و پاهایی که توان حمل جسم نحیفش را ندارد ...

هر روز عزیزی را می برند ... دوستی را می کشند ... الله اکبری را بر پشت بام خفه می کنند! و جیر جیر این جوجه خیس در باران مانده به هیچ کس نمی رسد ...

خدا خدا می کنم این روزها زودتر بگذرد ...

بیا برویم از این دیار غریب ...

بیا نازنین ...

چقدر دلتنگت شده ام نازنین...

کاش کابوس این روزها تمام می شد ...

کاش تا پیش از خاموش شدن این جیرجیر نحیف برگردی ...

اینجا ... همه جا باران است ... سیل است ...

جوجه تنهاست ...

+ آتش گرفته در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 11:11  توسط نگار   | 

 RSS 

هادي پشتيباني