تبليغاتX


ققنوس سوخته ققنوس سوخته - تموم ...

کسی که سوختن حیات اوست...

 

امروز (یعنی همون دیروز ! ) فقط می خواستم سرم رو بکوبم به دیوار !

بابا دیگه به چه زبونی بگم ؟ از من گذشته این چیزا ! والا منم یه روزی جای شماها بودم ! یه روزی همه این کارها رو انجام دادم ، توی همه این موقعیتها و حتا خیلی بدتر از اینها قرار گرفتم اما والا بلا به یاد ندارم اینجوری برخورد کرده باشم !!

اون روزها ملت صاف صاف جلوی روم و پشت سرم هرچی دوس داشتن می گفتن اما من یک بار حتا یک بار به یاد ندارم اینجوری جوابشون رو داده باشم !

حالا هم صلاح کار خویش خسروان دانند ...

هر کسی رو تو قبر خودش می خوابونن ! تو هم هر کاری دوس داری انجام بدی بده ! هر کاری به نظرت درسته ! من که حرفی ندارم ! اصلا مگه من باید حرفی داشته باشم؟ اصلا من سر پیازم یا تهش؟!

فقط جون هرکی دوس دارین من رو قاطی این لوس بازیا نکنین !

به خدا من دیگه تموم شدم ... می فهمی ؟؟

تموووووووووووم ...

 

+ آتش گرفته در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 0:56  توسط نگار   | 

 RSS 

هادي پشتيباني