امروز (یعنی همون دیروز ! ) فقط می خواستم سرم رو بکوبم به دیوار !
بابا دیگه به چه زبونی بگم ؟ از من گذشته این چیزا ! والا منم یه روزی جای شماها بودم ! یه روزی همه این کارها رو انجام دادم ، توی همه این موقعیتها و حتا خیلی بدتر از اینها قرار گرفتم اما والا بلا به یاد ندارم اینجوری برخورد کرده باشم !!
اون روزها ملت صاف صاف جلوی روم و پشت سرم هرچی دوس داشتن می گفتن اما من یک بار حتا یک بار به یاد ندارم اینجوری جوابشون رو داده باشم !
حالا هم صلاح کار خویش خسروان دانند ...
هر کسی رو تو قبر خودش می خوابونن ! تو هم هر کاری دوس داری انجام بدی بده ! هر کاری به نظرت درسته ! من که حرفی ندارم ! اصلا مگه من باید حرفی داشته باشم؟ اصلا من سر پیازم یا تهش؟!
فقط جون هرکی دوس دارین من رو قاطی این لوس بازیا نکنین !
به خدا من دیگه تموم شدم ... می فهمی ؟؟
تموووووووووووم ...



