امروز آخرین روز باهم بودنشون رو جشن گرفتن!!
نمی دونم اونها چه حالی دارن ... اما من انگاری گر گرفتم ... مثل ... مثل ... نمی دونم شاید مثل هوای مه آلوده که فقط می خوای توش داد بزنی ...
.
.
.
یه هفته ... بعدش فرجه ... بعد امتحان ... بعد تمام !! نه ...
اینجا آسمون هم وحشی شده ... مثل دل من! که می خواد بزنه به کوه و جنگل ...
صدای رعد و برق میاد ...
می ترســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ...
+ آتش گرفته در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 21:39  توسط نگار
|



