تبليغاتX


ققنوس سوخته ققنوس سوخته - خلایق ...

کسی که سوختن حیات اوست...

 

امروز اتفاقات جالبی افتاد که باز به ابن نتیجه رسیدم خلایق هرچه لایق!

توی اون جلسه نزدیک ۱۰۰ تا آدم اومده بودن اما همه یا ساکت بودن یا دستور مستقیم و غیرمستقیم به من و چند نفر دیگه می دادن که مشکلاتشون رو بیان کنیم!

واقعا متاسفم! واسه آدمهایی که دوران دانشجوییشون داره تموم می شه اما حتا بلد نیستن مشکلات خودشون رو به زبون بیارن! چقدر حفظ منافع آدمها رو محافظه کار کرده!!!

البته جلسه واسه من یکی خوب بود! حرفهایی که خیلی وقت بود رو دلم سنگینی می کرد بالاخره گفتم!!

می دونی کجاش جالبه؟ اینکه قدیم ها خیلی پشت سرم می شنیدم که فلانی خیلی محافظه کاره!! نمی دونم کارهایی که من انجام می دم کجاش محافظه کارانست!!

دلم واسه خودم می سوزه!! اینجوری نه خدا رو دارم نه خرما رو !! ولی نه ... یه چیزی دارم که به همه دنیاش نمی دم ! اون هم عمل به چیزیه که بهش معتقدم! بیشتر از این چی می خوام؟ مگه چیزی بالاتر از ایستادن روی اعتقادات هم وجود داره؟

 

+ آتش گرفته در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 20:52  توسط نگار   | 

 RSS 

هادي پشتيباني