خداحافظی رسمی من از گروه فیزیک امروز بود! تا ساعت ۸ گروه بودم تقریبا از تک تک درختها و گلهای دانشکده هم خداحافظی کردم ... حیف ... کاش یه جور دیگه تموم می شد ...
دامن کشان ساقی میخوارم از کنار یارم
از تو گیسوافشان می گریزم
بر جان می از شرنگ دوری از غم مهجوری
چون شرابی جوشان می بریزم
دارم قلبی لرزان ز رهش دیده شد نگران
ساقی می خوارم از کنار یارم
از تو گیسو افشان می گریزم
دارم قلبی لرزان ز رهش دیده شد نگران
ساقی می خوارم از کنار یارم
از تو گیسوافشان می گریزم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روحم خسته است ... خیلی خسته تر از جسمم! خیلی خسته تر از چشمهایی که از خستگی باز نمی شه !
+ آتش گرفته در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 21:35  توسط نگار
|



