احساس می کنم شدم مثل این آدما که سرطان دارن و دکتر بهشون گفته تا چند ماه بیشتر زنده نیستن! بعد از کلی غرغر کردن و ناله و نفرین و اینکه خدایا چرا من؟ و ... تصمیم گرفتن تکلیفشون رو با تتمه زندگی معلوم کنن!!
هر اتفاقی که برام می افته گذشته هام و مرور می کنم ...
به خودم و دیگران نمره می دم ... بیشتر هم می اندازم و اکثرا هم مشروط می شن !! بیشتر از همه هم خودم ...
مطمئنا انقدر سخت گیر هستم که معدل کل همه به ده هم نرسه!!
خدا به داد بشریت رسید من استاد نشدم و نمره هایی هم که میدم در هیچ جای دنیا اثر نداره ... البته شاید آخرش همه رو ببرم رو نمودار و بگم پاس!! برو خوش باش!! اما ...
بماند ...
خوب یا بد الانم آیینه گذشتمه ... شایدم گذشتم آیینه الانم ...
سر امتحان کوانتم همش یاد کوانتم سال سوم بودم ... سر امتحان تئوری گروه یاد سال دوم و تحلیلی... اینا شاید بدترین و بهترین خاطره درسی دانشگاهی منه ...
می دونی ... دارم فکر می کنم چرا بچه های ما خیلی از دانشگاه و درس می نالن ؟؟ می دونی چرا؟؟ به نظرم چون توی زندگی چیز ارزشمندی پیدا نکردن ...
از بچه هایی که کنکور فیزیک دادن که سوال می کردم چرا فیزیک بیشتر از ۶۰٪ می گفتن چون راه دیگه ای ندارم!! لیسانس فقط فیزیک قبول شده بود و برای فوق هم فقط چون راه دیگه ای به نظرش نمی رسید ... تنها حرفشون این بود که اینجا نباشه بهتره !! شریف ...
وقتی درس رو هم کنار بذاریم دانشکده ما چیز ارزشمندی به این جوون بخت برگشته نداده ... صرفا شاید دور هم خوش باشیم ...یعنی بزرگترین فاجعه برای جوونهای یه مملکت !! نه جو علمی ... نه جو کاری ... نه جو سیاسی ... نه خیلی کار فرهنگی درست حسابی ... نه حتی یه انگیزه کوچیک برای ادامه ...
صرفا درس ... پاس ... برای بعضی ها معدل تا حدودی ... برای بعضی ها فقط دورهم بودن!! این جو ... جو بالای ۷۰٪ دانشکده است ... البته با دید خوش بینانه ... وگرنه من که فکر می کنم بالای ۹۰٪ هستن و اون ۱۰٪ هم خطای سیستمن!!
کاش انقدر بی هدف نبودیم ... کاش ...
یه سوال ... تا حالا فکر کردی هدفت از دانشجو شدن چی بوده ؟؟ هدف داشتی یا نه ؟؟ در راستای هدفت و برای رسیدن بهش کاری هم انجام دادی یا نه؟؟
تا حالا فکر کردی به آینده ؟؟
پی نوشت: قابل توجه اونایی که می گن زیادی سیاهی !! من هنوز دنبال یه روزنه امیدم ... دنبال یه نقطه روشن ... دنبال یه آینده روشن ...